Monday، July 6، 2009
Sunday، July 5، 2009
رباعیات ضد کودتایی
با خامنه ایِ کودتاچی گفتیم
با شیوه ی اوریانا فالاچی گفتیم
گفتیم که: دورتان بپایان آمد
انگار نفهمید که ما چی گفتیم!
گفتیم که: والیِ ولی پشمت ریخت
آن ابهت کاذب و آن خشمت ریخت
هان! پیله ی شومِ عنکبوتیِ شما
با همتِ ما در جلوِ چشمت ریخت
محمود بقربانِ دلِ پر دردت
اکبر بفدای ریش و آه سردت
فردا بینی که شده ای بی کس و کار
بر باد شده شکوهِ بادآوردت
تو رهبرِ کودتای نافرجامی
خورشید که نه، سایه ی زیر بامی
در مدرسه ی مکر ودغا شیادی،
عینِ تله پاچه گیری و چون دامی
رای همگان خوردی و آروق زدی
پز دادی و با آن همه جا بوق زدی
فریاد به اعتراض چون بشنیدی
بی شرم شدی و همه را «چوق» زدی
ای شیخ تو رای توده ها دزدیدی
با ملیجکت به ریشِ ما خندیدی
اما چو قیامِ توده ها را دیدی
چون بید ز گربادِ ما لرزیدی!
مردم بیقین حماسه بر پا کردند.
در هرقدمی خروش و غوغا کردند
خط بر سر دولتت کشیدند دگر
یکباره ولایتِ تو حاشا کردند
آن اکبرتان دو دوزه باز آمده است
دنبالِ تو چون جوجه ی غاز آمده است
از دیده ی خلق ما فرو افتاده ست
تا نزدِ تو حاجی به نیاز آمده است!
از کار شما جهان پر از غم شده است
وجدان همه قرینِ ماتم شده است
بیداد فراز آمد و وجدان بگریخت
از جان شما، که مثلِ شلغم شده است
هان پنبه شد آن رشتۀ تان، آقاجان!
آفت زده آن کشتۀ تان، آقاجان!
مالید خلافتِ پسر جانِ شما
در هم شده سر رشتۀ تان، آقاجان!
ای رهبر کودتای ناکار، بترس
ای ملا علی، گدای مکار، بترس
این خلق ز تقدیر گذر کرده کنون
برخاسته بر پای، تو این بار، بترس
14 تیر ماه 1388
Saturday، July 4، 2009
Friday، July 3، 2009
احمدی نژاد و خس و خاشاک
احمدی نژاد آن خس و خاشاکِ تو امروز
شد دشمنِ شورشگر و بی باکِ تو امروز
امیدِ مویزی که از این مزرعه تان بود
در خمره شراب آمده از تاکِ تو امروز
بشنو که چه گویند برای تو و آقات
آقات فدای دلِ غمناکِ تو امروز
فریادِ ببام آمده ی مردمِ ما بین
از ظلمِ تو ره برده بر افلاکِ تو امروز
ابزارِ شمایان، همه جهل و ستم و مرگ
تف بر روش و شیوه ی ناپاک توامروز
القاعده و ملا عمر روی سفیدند
پیشِ تو و آن رهبرِ هتاکِ تو امروز
با خشمِ خروشنده ی این مردمِ بی باک
در هم شکند تیک تیک و تاک تاکِ تو امروز
آن گاریِ بی ترمز و بی دنده، دمر شد
شد مضحکه قالپاقِ تو و باکِ تو امروز
توپ و تشرِ رهبرتان بادِ هوا بود
ناکار شد آن لشگرِ سفاکِ تو امروز
هان! هلهله ی خلقِ سرافراز عیان کرد
بد طینتی و روحِ غضبناکِ تو امروز
انگار چلاق آمده آن منطق بی پات
ره می نرود مرکبِ چالاکِ تو امروز
http://yavarostvar-deyar.blogspot.com/
Saturday، June 27، 2009
بجنگ تا بجنگیم
نه سبز و نه سپیدیم، نه پا بستهی رنگیم
«نه» ای تند و سرافراز، که با دیو بجنگیم
یکی تندرِ سرکش، سر آوردهی آتش
هلا! هلهله را بین، ز بیداد بتنگیم
بباریم چو رگبار، بتوفیم که توپیم
چو هنگامه برآید، خشابیم و فشنگیم
ببین! شوکتِ ما را، بپا خاسته کوهیم
نه از جنسِ «سپاهیم»، نه تیپیم و نه هنگیم
بر این مدِ ضلالت، یکی سدِ سدیدیم
در این جزرِ نفس بر، خروشنده نهنگیم
ایا! جنگلِ بیداد، سرافراشته شیریم
بر این تازشِ ظلمت، ستیزنده پلنگیم
ز تقدیر بریدیم، ز تردید گذشتیم
هلا! رومیِ رومیم، هلا! زنگیِ زنگیم
گر از بام برانید، ز دیوار برآییم
برگبار ببندید؟ : ببندید! بجنگیم!
یاور استوار نیمه نخست تیر 1388
در بزرگداشت خیزش دلاورانه مردم ایران
http://yavarostvar-deyar.blogspot.com/
Tuesday، June 16، 2009
سنبه ی پر زورِ مردم
سنبه گر پر زور گردد شیخنا جا می زند
در پیِ سوراخِ موشی سر به هر جا میزند
از سریرِ عرشِ اعلا می خزد تا زیر فرش
پشتِ پا بر دنبه ی آخوند و ملا میزند
یا رود در چاله ای همسانِ صدام لئیم
یا چو روباهی گریزان سر بصحرا میزند
میکند عمامه اش را میتراشد ریش و پشم
طفلکی در جمع آدم خویش را جا میزند
خلق چون برخیزد و آهنگِ سالاری کند
مُهرِ خود بر تارکِ امروز و فردا میزند
سنبه ی امروز رستاخیز و شورِ توده هاست
گر چه این روباهِ نادان راهِ حاشا میزند
گر بکوبد خلق محکم کله ی این اژدها
مار و کژدم در رود، افعی به مأوا میزند
رقص می باید کنون ملا به سازِ مردمان
قر بیا! این بار چون آهنگِ چا چا میزند
گر فرو افتد ز بامِ کِرّ و فرّش این ولی
هر ولی ی دیگری هم بی گمان جا میزند
نیمهی دوم خرداد1388
Monday، June 15، 2009
دو خبر مهم فوتبالی
دو خبر مهم فوتبالی!
آقای علی کفاشیان رئیس فدراسیون فوتبال، در پاسخ به پرسش خبرنگار ایرنا که پرسیده بود: اگر تیم ملی در بازی روز چهار شنبه خود در مقابل کره جنوبی ببازد و از راه یافتن به جام جهانی بازماند، واکنشِ شما چه خواهد بود؟ گفت:
الف: بسم تعالی عنوان «سید» که پیش از این بهنگام سپردن مربی گریی تیم ملی به افشینِ قطبی داده بودیم، پس میگیریم.
ب: باز هم بسم تعالی برای عبرت دیگران نامبرده را قبل از این که در ورزشگاهِ آزادی و در مقابل چشمان یکصد هزار چماقدار و لباس شخصی و بسیجی که به ورزشگاه آزادی (آریامهرِ سابق) آمدهاند، با جرثقیل بدار آویخته و اعدام کنیم، یک بار دیگر ختنه اش میکنیم.
البته این عمل - ختنه ی افشین قطبی - پیش از این پیشبینی شده بود که توسط محمد مایلی کهن و علی دایی صورت گیرد. اما آقای محمود احمدینژاد، رئیس جمهور محبوب و برگزیدهی کودتای 22 خرداد، گفتند که این عمل باید توسطِ شخصِ رئیس جمهور و بوسیله دندان مبارک صورت گیرد. ایشان پیشبینی کرده و مژده دادهاند که آن یکصد هزار نفرِ حاضر در ورزشگاه، میتوانند هاله نورِ معروف را بهنگام ختنهی قطبی، با چشمان خود دیده و بیادِ عکسِ مبارکِ امامِ راحل که در کرهی ماه افتاده بود، بیفتند!
***
ستاد انقلاب مردم ایران (غیر وابسته به موسوی و کروبی) طی اطلاعیهای که امروز منتشر کرد از آنها خواست، چنانچه تیم ملی در مسابقهی روز چهار شبنهی خود در برابر کره جنوبی شکست خورده و از راهیابی به جام جهانی باز ماند، مردم سراسر ایران بخیابانها ریخته و در اعتراض به بیکفایتیِ مسئولان ورزش نظام، بویژه فدراسیون فوتبال، دست به تظاهرات زده خواهان پاکسازی عوامل تحمیلی و دستنشاندهی رژیم شوند.
همچنین این ستاد در بیانیهی خود گفته است چنانچه تیم ملی ایران کره جنوبی را شکست داده و مستقیم به جام جهانی راه یابد، مردم سراسر ایران بخیابانها ریخته و در اعتراض به بیکفایتیِ مسئولان ورزش نظام، بویژه فدراسیون فوتبال، دست به تظاهرات زده خواهان پاکسازی عوامل تحمیلی و دستنشاندهی رژیم شوند!
ایضا همین ستاد پیش بینی کرده است که چنانچه در هر شکلی کار تیم ملی به پلی آف کشیده و سرانجام به راهیابی یا عدم راه یابی آن بینجامد، مردم سراسر ایران بخیابانها ریخته و در اعتراض به بیکفایتیِ مسئولان ورزش نظام، بویژه فدراسیون فوتبال، دست به تظاهرات زده خواهان پاکسازی عوامل تحمیلی و دستنشاندهی رژیم شوند!*
* رندی میگفت: مرد مستی به داروخانهای مراجعه کرد و پرسید: ببشخین نفت دارین؟ داروخانه چی پاسخ داد: نه برادر نفت کجا و داروخانه کجا! مرد مست بساطش را درآورد و در داروخانه سیر شا...... و گفت: داروخانهای که نفت نداشته باشه باس توش شا....! روز بعد دوباره همان مست بهمان داروخانه مراجعه کرد و پرسید: ببشخین نفت دارین؟ داروخانه چی با توجه به اتفاق روزِ پیش، بلافاصله پاسخ داد بله بله داریم.
مراجعه کننده در حالی که غر غر می کرد شروع کرد به تکرار عمل دیروزِ خویش در داروخانه و گفت: داروخانهای که توش نفت برفوشند باس توش شا.....!
در سومین روز که همان مست به همان داروخانه مراجعه کرد، پیش از آن که حرف بزند، داروخانهچی گفت: آقا بشا... و برو!
آخه ستادِ عزیز اینهم رسمِ اعلامیه دادن است؟! حرف دلت را بزن و همه را راحت کن: ...................
یاور استوار 25 خرداد 88
کودتای احمدی نژاد
حاصل گفتگوی تلفنی با یکی از فعالانِ سیاسی که از ایران تماس گرفته بود، سرودهای شد بنام: کودتا که واگویهی مکنونات قلبی میلیونها مردمی است که در چنبرهی عنکبوتی نظام مطلقهی فقیه و رژیم سر تا پا ضد خلقیی اسلامی گرفتار آمدهاند.
کودتا
احمدینژاد کودتا کرد
بس فتنه و های و هو بپا کرد
همراه ولی کشید شمشیر
سر از تن رای ما جدا کرد
با دوز و دروغ و نابجا کرد
احمدینژاد کودتا کرد
هر رای که دادهاند مردم
در رشت و فسا ولار و جهرم
یا مشهد و بابل و سمیرم
تبریز و تکاب و گنبد و قم
یکباره بنامِ خویش جا کرد
احمدینژاد کودتا کرد
سیمای سیاهکارهاش بین
اخبارِ دروغ وارهاش بین
ترفندِ هزار بارهاش بین
هان! شیوه و راهِ چارهاش بین
صد حقه به کارِ تودهها کرد
احمدینژاد کودتا کرد
این فتنه ز سوی رهبر آمد
موجِ خفقان ز در درآمد
این نظم دروغ را نخواهیم
صبر همهگان دگر سر آمد
بس فتنه که خود بکار ما کرد
احمدینژاد کودتا کرد
ما رهبرِ گول را نخواهیم
از عدل عدول را نخواهیم
دیگر بسمان فریب و تزویر
این ابنِ فضول را نخواهیم
هان! ظلم و ستم به جانِ ما کرد
احمدینژاد کودتا کرد
تبعیض بس است ای برادر
تحقیر بس است جانِ خواهر
تقدیر گریز باش و برخیز
بشکن تو نظامِ نابرابر
سی سال ستم ببین چهها کرد
احمدینژاد کودتا کرد
یاور استوار خرداد 1388
Saturday، June 13، 2009
تحریم انتخابات
پرسیدم: از کجایی؟ ای صاحبِ کرامات
گفتا: ز شهرِ بیداد ممنوع از ملاقات
گفتم: شنیده ای تو؟ بازارِ آزمون است
گفتا: یواش جانا، بشنو ز من اشارات
گفتم که داوخواهان پرگوی تر ز طوطی
گفتا که: دلقکانند دلبسته ی اَمارات
گفتم: ز چار جانب بر مغزِ خلق کوبند
این دلقکانِ مکار با بوق و قیل و قالات
گفتا که: بی خیالش، مردم به «گوز گیرند »*
این یاوه های بی پای، بی پایه این خیالات
گفتم: دمی نظر کن، یا لحظه ای گذر کن
در شهر و کوی و برزن، یا دفتر و ادارات
محمودِ لاف زن بین، میدان به یاوه بگرفت
ششلول بند محسن، در بادِ «افتخارات»
مهدی ی هفت خط را!، طاووسِ علیین شد
یا میر مارِ نالان، در پیله ی عبارات
گفتا: خبر نداری یا شیوه می زنی تو؟
آوازِ لنترانی است این زوزه ی شغالات
صندوق رای اینان البته شیک و پیک است
جان می دهد «ولاکن» از بهرِ دفعِ حاجات
گفتم:که مردمانند بر بام و کوی و ایوان!
گفتا: در انتظارند از بهرِ انفجارات
«آلترناتیوِ» ما کو؟ تا ره بما نماید
زین دوزخِ شقاوت تا اوج انقلابات!
گفتم: بخواب رفته ست «آلترناتیوِ» مردم
یا مانده گیج و مبهوت در بحرِ اشتباهات
گفتا: که فرصتی بود تا صف به صف نماید
راه حقوقِ مردم از چاله ی مکافات
گفتم: که حرفِ آخر؟
تکلیفِ مردمان چیست؟
گفتا: درشت بنویس:
تحریمِ انتخابات!
بازنویسی خرداد 1388
Yavar.ostvar@gmail.com
* - به گوز گرفتن در گویش اراکی به معنی مسخره و ریشخند
کردن و هندوانه زیر بغل کسی گذاشتن است.
